مقاله های گلچین شده فرهنگی ، هنری از همه جا
  
 مقاله های گلچین شده فرهنگی ، هنری از رسانه های خارجی ، داخلی ، وبلاگها و ...
 
شهریور 1385
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
 
آرشیو
 
چهارشنبه 10 خرداد ماه سال 1385
لایق شیرعلی، پیوندگر کهنه و نو در شعر پارسی

دوستداران ادبیات طی یک هفته اخیر در برخی از شهرها و نواحی تاجیکستان، از 65 سالگی زادروز لایق شیرعلی، شاعر فقید و از بارزترین چهره های ادبیات فارسی قرن گذشته در آسیای میانه تجلیل کردند.

مهمترین رسم بزرگداشت لایق شیرعلی در زادگاه وی، ناحیه پنجکنت که در شمال تاجیکستان واقع است، با پرده برداری از پیکره ای سنگی از این شاعر زبردست برگزار شد که در آن مقامهای دولتی، اهل فرهنگ و دانش، روزنامه نگاران و دیپلماتهای خارجی شرکت داشتند.

شماری از نشریه های تاجیکستان نیز در یک ماه اخیر مطالبی آموزنده در باره روزگار و آثار لایق شیرعلی انتشار دادند و شاگردان شماری از مدارس همگانی محافل "لایق خوانی"، یعنی برنامه های سرود و موسیقی بر اساس اشعار لایق، به مناسبت گرامیداشت وی برپا کردند.

با این حال، عده ای از صاحب نظران می گویند مسئولان دولت و جامعه تاجیکستان به اندازه محبوبیتی که لایق در میان مردم، در داخل و خارج از این کشور داشته، از او تجلیل و تقدیر نکرده اند.

روزگار و آثار لایق

بر اساس "دایره المعارف تاجیک شوروی" لایق شیرعلی 65 سال پیش از این در روستای "مزار شریف" در کنار رودخانه زرافشان، در خانواده کشاورزی چشم به جهان گشود و دوران کودکیش را در این روستا به سر برد.

خاطرات بچگی اش تاثیرات عمیقی در زندگی او به جا گذاشت و بعدها، هرچند در شهر مقیم شد و روزگار آسوده ای داشت، ولی احساس نوستالژیک از این روستا به شیوه غریبی در برخی از اشعار او، نظیر "بچگی ام در لب دریا گذشت" و "پدرم، ای پدر دهقانم" و غیره هویدا شده است:

باز می خواهم که از نو کودک نادان شوم،
باز می خواهم که از نو کودک گریان شوم...

لایق شیرعلی دانشکده آموزگاری شهر دوشنبه را در سال 1961 به پایان برد و از آن سال در پایتخت تاجیکستان که عمده ترین محل همایش اهل ادبیات و روشنفکری فارسی در آسیای میانه بود، اقامت گزید.

وی از دوران دانشجویی به سخنوری پرداخت و طی چند سال در کمیته رادیو تلویزیون دولتی، نشریه "کمسمول تاجیکستان"، ماهنامه "صدای شرق" و اداره اتحادیه نویسندگان تاجیکستان کار کرد.

نخستین محموعه اشعار لایق به نام "سر سبز" در سال 1966 انتشار یافت و بعدها مجموعه های "خانه چشم"، "خانه دل"، "ریزه باران"، "ورق سنگ" از جمله پرخواننده ترین کتابهای او بودند.

هنر و استعداد لایق با آفرینش شعر محدود نمی شد و او در ترجمه اشعاری از شعرای خارجی به زبان فارسی نیز سهم داشت و اشعار خودش نیز تا کنون به چند زبان خارجی ترجمه شده اند.

"صوتهای (آوازهای) فارسی" سرگئی یسنین، شاعر روس، بخشی از "دیوان غربی و شرقی" یوهان ولفگانگ گوته، شاعر آلمانی، "تیر و کمان" سیلوا کاپوتیکیان، شاعرزن ارمنی و "اندیشه های راه" ادوارداس مژلایتیس، شاعر لیتوانیایی از جمله مهمترین آثار ترجمه شده به دست لایق هستند.

سی سال در اوج شعر

بسیاری از پژوهشگران و هواداران شعر لایق بر این باورند که وی در سه دهه اخیر به عنوان محبوب ترین شاعر، گردانندگی محفل شعر در تاجیکستان را بر عهده داشته است، هرچند سخنوران توانمندی چون مومن قناعت، بازار صابر و گلرخسار در کنار او راه استواری پیموده اند.

مطلوبه میرزایونس، پژوهشگر تاجیک، "یک مرحله تقریبا سی ساله در شعر معاصر تاجیک را مرحله شعر لایق" دانسته و منیژه قربان، روزنامه نگار، می پرسد "چه کسی در سیصد سال اخیر توانسته بیشتر از لایق در آسمان شعر تاجیک پرتوفشانی کند؟"

خانم میرزایونس می گوید: "پی برده ایم که شعر عده ای درخور عقل و ادراک تنها اشراف است و شعر عده دیگر تنها به ذوق مردم عامی مطابق است. اما شعر لایق بلندترین ذوق را نیز قانع می کند و برای پستترین سطح نیز قابل ادراک است. از شعر لایق نه بوی ساده لوحی عامیانه احساس می شود و نه حکمت فروشی مصنوعی شعرتراشان در لباس تعقید و پیچیدگی."

این پژوهشگر تاجیک از مکتب شعر لایق می گوید و می افزاید: "نفوذ وی به شعر زمان چنان بود که یک نسل شاعران را از پی خود برد و در روند افکار و کوششهای نوجویانه نسل دیگری نیز نقش مؤثری داشت."

خانم میرزا یونس، توجه خاص لایق یه صنایع تکرار و تسریع، استفاده از کلمات و عبارات همگون و همجوار، طنز و بازی سخن، واژه های متضاد، کلمات کم کاربرد و اقتباسات از زبانهای بیگانه، عبارات و مقالات مردمی را از جمله مهمترین ویژگیهای شعر لایق می داند.

شعر پرمحتوا و مطالب متنوع

تنوع صنایع شعری و عبارات رنگین از یک سو و گوناگون مطلبی و تازگی اندیشه از سوی دیگر شعر لایق را از شاعران دیگر تاجیک متمایز کرده و این تنوع اندیشه حتی در میان شاعران پارسیگو در صد سال اخیر در مجموع کم نظیر بوده است.

او گاهی از یادواره های بچگی می گوید و گاهی در دره های کوهستانی راه می پوید، گه از محبت مادر می سراید و گاهی از در ستیز با دشمنان میهن می دراید. از جوانی تجلیل می کند و از نعمت زندگی سپاس می گوید. برای او همه چیز دور و برش افزار شعر است، دنبال "کلمات شاعرانه" نمی گردد، چنانچه می گوید:

چه سود از آن سخن بافی که بدتر از کفن بافی است؟
نشین در گوشه دکان و سالاری مکن با من...

ستایش مادر، یاد دوران کودکی، طبیعت زیبای کوهستان، عشق و نوجوانی، شناخت هویت ملی، یاد پدر، مهر مادر و میهن، نقد و طنز افراد طمع جو و ریاکار، تربیت نکوکاری، نکوهش از سیاستهای زمانه، فتوحات علمی و توسعه فنی، ارزشهای بشری از جمله مهمترین موضوعاتی هستند که لایق در اشعار خود بازتاب داده است.

پیوند با شعر کهن

پژوهشگران می گویند به رغم مخالفتها میان شاعران نوپرداز و طرفداران شعر سنتی در کشورهای فارسی زبان در قرن گذشته، لایق توانسته است به عنوان یک شاعر نوپرداز موفق ترین پیوند را با شعر کلاسیک فارسی بنیاد نهد.

وی گاه از "شاهنامه" الهام می گیرد و گه از "جام خیام" باده می نوشد، در نبضش خون مولوی می جوشد و در سر هوای حافظ دارد، رودکی وار از گذشت روزگار شکوه می کند و فردوسی وار تراژدی ملت را نوحه می کشد، سعدی وار چند می دهد و بیدل وار از محبت سخن می گوید، چون کمال از غربت بچگی می سوزد و چون هلالی در خون عشق می تپد:

بر خیمه خیام گذر کردم باز،
بر چهره ایام نظر کردم باز.
دیدم که جهان شکسته تر از دوش است،
صد توبه شکسته، باده سر کردم باز.

به گفته شهاب الدین شجاع، پژوهشگر تاجیک در پژوهشگاه زبان و ادبیات فرهنگستان علوم تاجیکستان، لایق از نخستین شاعران تاجیک در زمان شوروی بوده است که به شعر کهن روی آورده و کمال استفاده از شعر رودکی، فردوسی، حافظ و مولوی را کرده است.

آقای شجاع می افزاید: "تا زمان استاد لایق در ادبیات تاجیک رجوع به ادبیات کلاسیکی مسئله ای دشوار بود. از بسکه سالهای قبل از جنگ دوم جهانی و بعد از آن و تا سالهای شستم مفکوره حکمران نسبت به ادبیات کلاسیکی منفی بود، به این دلیل ادیبان نمی توانستند از ادبیات کلاسیکی بیاموزند و سبق بگیرند."

این پژوهشگر تاجیک می گوید هرچند در شعر نمایندگان نسل دوم، چون میرزا تورسونزاده و میرسعید میرشکر و باقی رحیم زاده ویژگیهای شعر کهن را می توان پی برد، ولی این امر به شیوه "زمانه سازی" صورت می گرفت. اما "استاد لایق در شعر تاجیک تحولی به میان آورد، وی ادبیات کلاسیکی را عمیقا آموخت و معانی کلاسیکی را به شیوه نو و با زبانی تازه به ما معرفی کرد."

میرزا شکورزاده، پژوهشگر دیگر تاجیک، می گوید هر شاعر پارسی گویی که آگاهی کامل از ادبیات کهن نداشته باشد، در شعر و شاعری به جایی نمی رسد. به گفته این پژوهشگر کسانی هستند که آگاهی کمتری دارند و کسانی هستند با آگاهی بیشتری از آثار گذشته، ولی لایق "در این دریا مثل غواص غوطه وری" می کند.

وی به این نمونه از اشعار لایق اشاره می کند:

"من شاعر دریاستم، پرشور و پرسوداستم،
تا نوبت دنیا مراست، دنیاستم دنیاسنم.
تا آن دمی که من منم، میلیون سرم میلیون تنم،
من صد هزاران جان و تن در جلد یک پیراهنم...

"این شعر "تقلید از مولوی" عنوان دارد، شما ببینید همان شور و شعب غزلهای مولوی را ما کاملا در این شعر با جامه و با دستار و قالب و تصاویر کاملا جدیدی می بینیم. این همان الهام، همان شیره و شربت، همان سوز و گداز، از ادبیات کلاسیکی ما، فرض کردیم از مولوی و یا از حضرت حافظ است، نادرپور هم خود را شاگرد مکتب حافظ می داند."

آقای شکورزاده می گوید هیچ شاعر امروزی به اندازه لایق دلبسته ادبیات و آثار گذشتگان نبوده و این که لایق واژه ها را "مثل زنبور عسل" گلچین کرده و در جای خود به کار برده و از آثار مردم "چیزهای زبیا را" برگرفته، در میان شاعران پارسیگو در یک قرن اخیر بی نظیر بوده است."

الهام از "شاهنامه" و جام خیام

درواقع، لایق شیرعلی از نخستین شاعرانی بوده که در پیروی از فردوسی مجموعه ای از اشعار خود را با عنوان "الهام از شاهنامه" آفرید و همچنین با رجوع به خیام به رغم کسانی که می گفتند عمر رباعی به پایان رسیده است، به این نوع شعر در دفتری به نام "جام خیام" توان بخشید. او خود می گوید:

بسا رسم کهن با نام نو زیست،
بساط کهنه با اندام نو زیست.
چو بینی گور و تابوتی، بدانی
که شکل کهنه در ایام نو زیست.

به این ترتیب، با خواندن "نوحه تهمینه بر مرگ سهراب" مادری ایرانی در عهد باستان را می بینیم که به سبک جدید می گرید، در حالی که از اصالت او چیزی نکاسته است:

تهمینه ام تهمینه ام، از درد و غم دو نیمه ام
از حسرت سهراب یل، درج غمان شد سینه ام...

و یا هنگامی که یک رباعی از لایق را می خوانیم، گمان می کنیم خیام دوباره زنده شده و با کراوات و کت و شلوار امروزی در کنار ما نشسته و به شیوه مدرن به ما درس زندگی می آموزد:

دنیا که هزار حیله و سوز کند،
ما را به فریب، دست آموز کند.
گر کوزه پشت را کند گور درست،
او قامت سرو همه را کوز کند.

به گفته شهاب الدین شجاع، ویزگی دیگر شعر لایق موسیقی شیرین و نزدیکی آن به روح و روان مردم است. امروز کمتر از آوازخوانهای تاجیک را می توان پیدا کرد که شعری از لایق را به آهنگ درنیاورده و نسروده باشند.

"شعر او مال مردم است"

آقای شجاع می افزاید: "هیچ محفل شب نشینی و بزم مردمی را نمی توان بدون قرائت پاره هایی از اشعار لایق و یا سرودن غزلهای وی از سوی آوازخوانها تصور کرد. لایق از فرهنگ مردم چنان به شیوه مؤثری استفاده کرده که بسیاری از ترانه ها و سروده های او دیگر مال مردم شده اند."

این جاست که لایق از لحاظ پیوندی که با مردم دارد، بسیار به بابا طاهر عریان شبیه می شود. درواقع، عمده "دوبیتی های" لایق آب و رنگ ترانه های بابا طاهر را در خود بازتاب می دهند:

خدایا، ای خدایا؛ ای خدایا،
مکن یار مرا از من جدایا.
سرودم در گلو چون مار پیچد،
اگر یاری نباشد همصدایا.

و یا:

فغانا، باز عشقی در دلم مرد،
چه آسان قصه های مشکلم مرد.
ز کشت دل دیگر حاصل نروید،
که فریادا، زمین قابلم مرد.

گذشته از رباعیات و ترانه های عاشقانه که به علت روانی و اندیشه های حساس و عاطفی به آسانی در قلب مردم رخنه می کنند، لایق باز ترانه ها و تصنیفاتی چون "خاصیت دو کاکله"، "می زند باران به شیشه"، "گل مهتاب" و غیره دارد که اصلا برای ترانه خوانی آوازخوانهای تاجیک آفریده است.

شعر پرشکسته

بیشتر پژوهشگران معتقدند که لایق همراه زمان گام برمی داشت و یک ذره از آن عقب نمی ماند. با فروپاشی شوروی و کسب استقلال جنگ داخلی ناخواسته در تاجیکستان درگرفت و به گفته شهاب الدین شجاع، این جنگ آسیبی مرگ آور در اندیشه و روان لایق وارد ساخت

آقای شجاع از تحول اساسی در شعر لایق پس از آغاز جنگ می گوید: "تا زمان استقلال، شعر استاد شعر خودشناسی، شعر افتخار ملی و بیداری ملت بود، ولی پس از جنگ شهروندی ما احساس می کنیم که شاعر روح افتاده و دلشکسته شده و "شعر پرشکسته" می گوید. مجموعه "فریاد بی فریادرس" نشان می دهد که لایق دیگر از افتخار ملی سخن نمی گوید، بلکه ملت را نکوهش می کند، شعر او شکایت از مردمی است که با وجود این همه افتخارات، گریبان هم گرفته و همدیگر را می کشند."

چنین که گشته مکان من آشیان کمان،
دهی سلام، علیکت دهد دهان کمان.
زبان دولتی ایدون زبان مادر نیست،
زبان زبان کمان و بیان بیان کمان.
نشان آدمی از هیچ آدمی مطلب،
نشان آدمی گردیده خود نشان کمان...

با این همه، به گفنه صاحب نظران، آثار لایق شیرعلی، آنگونه که باید مورد تحقیق و بررسی منتقدان ادب فارسی واقع نشده، هرچند کوششهایی پراکنده در این زمینه صورت گرفته است.

میرزا شکورزاده، از کتابهای جداگانه ای از گلنظر کلدی، شاعر تاجیک، ساربان، نویسنده، و رساله های علمی از عثمانجان غفارف، شهاب الدین شجاع و یک سلسله از مقالات خود نام برد که در بررسی شعر لایق نوشته شده اند، ولی گفت این کارها هنوز کم اند و زمینه برای مطالعه آثار لایق زیاد است.

آقای شکورزاده که چند سالی است در ایران به سر می برد، روی آوردن لایق به شعر کلاسیکی و ایران بزرگ را از عوامل محبوبیت او در میان ایرانیان خواند و در باره شناخت ایرانیان از لایق گفت: "در صحبتهایی که من با خوانندگان و عالمان و دانشمندان ایرانی داشتم، اقرار می کردند که در صد سال اخیر نه در ایران و نه در افغانستان شاعری میهن پرست و ملتگرای، ما به اندازه استاد لایق شیرعلی نداشته ایم."

ما که خود پرورده یک مادریم،
تاجیک و ایرانی و افغان چرا؟

به گفته این پژوهشگر تاجیک، بار اول گلچین آثار لایق در ایران در سال 1994 در یکی از انتشارات تهران چاپ شده و بار دوم "مادرنامه" وی در یکی از انتشارات اصفهان به طبع رسیده است.

خود آقای شکورزاده نیز در سال 1999 به مناسبت 60 سالگی زادروز لایق شیرعلی گلچین تازه ای از اشعار او را در پانصد صفحه با نام "روح رخش" فراهم کرده است که با تیراژ 2000 تهیه شده و "در آن واحد همه کتابهای لایق در ایران به فروش" رفته اند.

در نهایت، "کلیات" آثار لایق شیرعلی در سال 2001 به ابتکار استاندار سغد نشر شده و اخیرا این کتاب به کمک سفارت ایران در تاجیکستان به خط فارسی نیز در دسترس پارسی زبانان قرار گرفته است.


 
چهارشنبه 10 خرداد ماه سال 1385
نمایشگاهی از عکس های خانم آنه ماری شوارتسنباخ

ششم خرداد نمایشگاهی از عکس های خانم آنه ماری شوارتسنباخ نویسنده، روزنامه نگار و عکاس سوئیسی که در دهه سی میلادی از ایران گرفته است، در تالار میرمیران خانه هنرمندان ایران افتتاح شد.

در این مراسم که با سخنان کوتاه آقای فیلیپ ولتی سفیر سوئیس در ایران آغاز شد، جمعی از اهل ادب و فرهنگ ایران، ایران دوستان و تعدادی از اروپاییان مقیم ایران حضور داشتند.

شوارتسنباخ نویسنده، روزنامه نگار و عکاس سوئیسی در سفرهای متعددش به ایران چهار صد عکس از مردم و نقاط مختلف ایران گرفته است که شیشه این عکس ها کتابخانه ملی سوئیس نگهداری می شود و از بین آنها 32 عکس و چند بخش کوتاه از یادداشت های او برای این نمایشگاه برگزیده شده است.

" ردای پررمز و راز فضا " عنوان این نمایشگاه است. در بروشور نمایشگاه کنار عکس ها توضیحاتی که شوارتسنباخ برآنها نوشته، چاپ شده است. این توضیحات نشان دهنده دقت قابل توجه شوارتسنباخ است.

برخی توضیحات توام با طنز و کنایه نسبت به حکومت رضا شاه است. مانند شرحی که بر عکس درویش گدای اصفهان نوشته شده: "اصولا در ایران مدرن نه درویش و نه گدا وجود ندارد- در تئوری آنها متعلق به گذشته هستند."

عکس ها با کیفیت بسیار خوبی در سوئیس چاپ شده و در قاب هایی ساده و زیبا جا گرفته اند.
در میان عکس هایی که برای نمایش در این نمایشگاه برگزیده شده است، عکس هایی از روستاهای مازندران، ورامین و ایزدخواست و ساکنان آنها و قالی شویی در چشمه علی شهرری دیده می شود که به نظر نمی رسد با گذشت شصت سال تغییر چندانی در زندگی آنها و فضای آنجا رخ داده باشد.

در مراسم افتتاح نمایشگاه پس از خوشآمد گویی سفیر سوئیس در ایران، علی دهباشی سردبیر مجله بخارا و ناشر کتاب های خانم شوارتسنباخ ، شمه ای از زندگی و سفرهای او را بازگو کرد و فرزانه ارسطویی سه یادداشت از او را که دکتر سعید فیروزآبادی به فارسی برگردانده بود، قرائت کرد.

در این مراسم امیرحسن چهل تن، منیرو روانی پور، ناهید طباطبایی و مهین خدیوی حضور داشتند و دکتر هرمیداس باوند نیز پس از پایان گرفتن مراسم رسمی به بازدیدکنندگان پیوست.

این نمایشگاه توسط سفارت سوئیس در ایران و با همکاری خانه هنرمندان برگزار شده و تا ۱۱ خرداد در گالری میرمیران خانه هنرمندان ادامه خواهد داشت.

زندگینامه

خانم آنه ماری شوارتسنباخ ماه مه ۱۹۰۸ در خانواده ای ثروتمند و صاحب نفوذ در زوریخ متولد شد. او داستان نویسی را در نه سالگی آغاز کرد. از ۱۹۲۸ مقالات او در نشریات مختلف چاپ و نام او در محافل فرهنگی مطرح گردید. در ۱۹۳۰ دوستی او با کلاوس و اریکا مان ( فرزندان توماس مان ) آغاز شد و همزمان به مبارزات ضد فاشیستی پیوست.

شوارتسنباخ در ۱۹۳۱ تحصیل تاریخ را با درجه دکترا در دانشگاه زوریخ به پایان رساند و در همان سال نخستین داستان خود را با عنوان " دوستان برنهارد " منتشر ساخت.

از پاییز ۱۹۳۱ تا بهار ۱۹۳۳ در برلین از راه نویسندگی گذران زندگی می کرد. با دستیابی هیتلر به قدرت در ۱۹۳۳ به همراه دوستانش اریکا و کلاوس مان مجبور به ترک آلمان شد. و در همین زمان کتاب " فرار به بالا " را منتشر کرد.

در بهار ۱۹۳۳ تصمیم گرفت با دوستانش کلاوس مان و کلود بورده در زوریخ نشریه ای برای تبعیدشدگان آلمان منتشر کند، اما به دلایل سیاسی این نشریه با نام " زاملونگ " در آمستردام منتشر شد و مقاله های شوارتسنباخ علیه حکومت هیتلر در آن منتشر گردید.

شوارتسنباخ در پاییز ۱۹۳۳ پس از سفری به اسپانیا به خاور نزدیک و ایران سفر کرد و در ۱۹۳۴ نیز همین سفر را تکرار کرد.

این سفرها سرآغاز همکاری او با نشریات مهم آلمانی زبان سوئیس بود. آنه ماری نخستین روزنامه نگار و عکاس سوئیسی بود که به ایران و افغانستان سفر کرد.

در ۱۹۳۶ با کلاوس مان برای شرکت در کنگره نویسندگان شوروی راهی مسکو شد و از آنجا به ایران آمد و در کاوش های باستان شناسی ری همکاری کرد.

در دوران اقامت در ایران با کلود آشیل کلارک دبیر دوم سفارت فرانسه در ایران ازدواج کرد. طی اقامت در تهران و دره لار بخشی از "یادداشت های غیرشخصی " را نوشت که بعدها تبدیل به کتاب " مرگ در ایران " شد.

آنه ماری در اواخر ۱۹۳۶ به آمریکا سفر کرد و مقاله های سیاسی و گزارش های خبری در باره وضعیت ایالت های جنوبی امریکا نوشت. در ۱۹۳۹ با گذر از مسیر استانبول، آنکارا، تبریز، تهران، مازندران و مشهد به هرات و از آنجا به مزار شریف و کابل سفر کرد.

در افغانستان مدتی با هیات باستان شناسی فرانسه همکاری کرد و از مسیر پیشاور، لاهور و دهلی نو به بمبئی رفت و از آنجا به سوئیس بازگشت.

سپس آنه ماری دوباره به آمریکا سفر کرد و در آنجا مقاله ای در باره رابطه پنهانی سوئیس با کشورهای فاشیست اروپا نوشت. و زمانی که در کلینیک روانپزشکی بستری بود، او را مجبور به ترک آمریکا کردند.

در ۱۹۴۰ شوارتسنباخ که برای تهیه گزارش به کنگو رفته بود، به اتهام جاسوسی از کنگو اخراج شد.

خانم آنه ماری شوارتسنباخ در پانزدهم نوامبر ۱۹۴۲ در سوئیس بر اثر تصادفی شدید با دوچرخه درگذشت.


 
چهارشنبه 10 خرداد ماه سال 1385
غفار ولمتزاده، استاد رقص تاجیکی

به پیشواز 90-مین سالگرد تولد غفار ولمتزاده، استاد سرشناس رقص و هنرمند مردمی اتحاد شوروی پیشین که این هفته در تاجیکستان با شکوه تجلیل شد.

"خلق تاجیک طول هزارساله تاریخ و تمدن خود نمایانترین هنر، صنعت رقص را به وجود آورده است. می توان گفت که مرکز صنعت طراحی رقص (کوریاگرافی) آسیای مرکزی سرزمین تاجیکان است."

ک.ز.گولیزوفسکی

هنر رقص عصرهاست که در فرهنگ تاجیک جایگاه ویژه ای را کسب کرده است. در گذشته رقص را "پایبازی"، "پایکوبی" نیز نام می بردند.

اصطلاح "رقص" در ادبیات کلاسیک تاجیک به معنای حرکت موزون بدن، نفاست و زیبایی، جنبش پیکر آدم و بیان افکار و احساسات باطنی آمده است.

در طول قرنها رقص تاجیک سالنامه حیات زیست و زندگی، خلق و اطوار، عرف و عادت، عالم معنوی و تفکر ملی این مردم بوده است. صنعت رقص همپایه زمان بوده، از جانب متخصصان تکمیل شده تا به زمان ما رسیده برخی از عناصر صحنه ای به خود کسب کرده است.

اولین گروه باله در دوشنبه

سال 1936 در تئاتر تازه بنیاد شهر دوشنبه ( که در 1940 به تئاتر اپرا باله تغییر یافت) گروه باله تاسیس یافت. هرچند در این گروه رقصنده هایی چون مریم فیضی بایوا، غفار ولمتزاده، عزیزه عظیموا، ابیغی اسحاقوا، آفتاب عیساموا، سوریه بهار، عثمان ربیمف و سنگعلی خواجه یف هنرنمایی می کردند، اما به گفته محققان هنر مکتب رقصی غفار ولمتزاده پیکره ساز و تاجیکانه بود.

غفار ولمتزاده زاده شهر باستانی خجند، واقع در شمال تاجیکستان است. او سال 1932 آموزشگاه موسیقی را در شمال تاجیکستان ختم کرده و بعد به آموزشگاه کوریاگرافی و شعبه استادی باله (بالتمستری) دانشگاه دولتی صنعت تئاتر مسکو که ا. لوناچارسکی نام داشت پذیرفته می شود.

پس از ختم این دانشگاه در سال 1951 وی تا سال 1963 استاد ارشد رقص تئاتر اپرا و باله صدر الدین عینی شهر دوشنبه و رئیس فیلارمونی دولتی تاجیکستان بود.

تاسیس گروه "لاله"

غفار ولمتزاده سال 1965 آنسامبل یا گروه رقصی "لاله" را تاسیس داد. دسته رقصی "لاله" نیروی تازه ایجادیی بود که با رشد هنر رقص ملی تاجیکی عرض وجود کرد.

سالهای اول هیئت ایجادی این گروه از 60 نفر عبارت بود که ده نفر آنها مردها بودند. استاد ولمت زاده رقاصان گروه را تربیت کرده و از جهت بدیعی و مهارت هنر آنها را تکمیل می داد و سپس آنها را روی صحنه هنر می آورد.

ملکه قلندروا، حلیمه ایرکه یوا، شرافت رشیدوا، ثوریگل قربانوا، خاصیت بایوا، اسلام کمالف، مرادعلی نیازف، عبد الرحمان قادرف و سییدعلی گدایف پیروان و شاگردان مکتب هنری این استاد گرانمایه رقص محسوب می شود.

نگاهی به رقصهای "لاله"

اکثر برنامه های گروه رقصی با سوئیت یا قطعه موسیقی و رقصی "سیر لاله" آغاز یافته و آهنگ خوش زنگوله های رقاصان توجه بیننده را به سوی خود می کشاند.

رقصهای "سینه خروش" زیر نوای آهنگ کلاسیک، "دروازی"، دف نوازی زنهای دهات قلعه خمب، "دو گانه ها"، در اجرای خاصیت بایوا و زیباگل صبوروا، دو دختر هنرمند تاجیک، "ماهیگیران" رقص کمدی، "نگاره بازی" زیر صدای دایره و کرنی، "مار پیچان"، از سحر و جادو نجات یافتن انسان، (این رقص را شرافت رشیدوا خیلی خوب و ماهرانه اجرا کرده بود.) "پرواز"، "دختر سغنان"، "گلبازی"، "هفت ستاره"، "نقش و نگار فرغانه"، "خوارزمی" و دهها نامگوی رقصهای مرغوب و خاطرمان دیگر را غفار ولمتزاده ایجاد کرده است که شکوه و شهامت این آثار گروه "لاله" را به کوی مراد رسانده است.

استاد ولمتزاده در اپراهای "پری آبی" ا. دارومیژسکی (1951)، "انده" چ .وردی (1954)، "شورش واسع" س. بالاسانیان (1958)، "غلامان" زیدالله شهیدی (1960) و دیگران تهیه گر رقص بود.

نقش ولمتزاده در رشد رقص تاجیکی

غفار ولمتزاده باله تاجیک را انکشاف داده، در آن عنصر رقص ملی تاجیکی را با رقص کلاسیک اروپایی پیوسته است.

او در صنعت رقص حرکتهای باشتاب، جوش و خروش، چرخزنیهای باسرعت، نفاست ظاهری و تناسب آنسامبلی را وارد کرده است.

در برنامه دسته رقصهای ازبکی، اویغوری، تاتاری، آذری، لزگی، ترکمنی، هندی، ایرانی، افغانی و عربی جای داشتند.

این آنسامبل شهرتیار به رهبری ولمتزاده به افغانستان، ایران، هند، پاکستان، مغولستان، فرانسه، ایتالیا، یونان، بلژیک و آلمات سفر هنری انجام داده است.

پاداش خدمات

سال 1974 غفار ولمتزاده، بنیادگزار دسته "لاله"، رهبر بخش موسیقی داملاجان نظرف، هنرمندان ملکه قلندروا، حلیمه ایرکه یوا، خاصیت بایوا و شرافت رشیدوا برنده جایزه دولتی به نام استاد رودکی گردیدند و سال 1976 برای زحمتهایش در انکشاف رقص ملی و حرفه ای غفار ولمتزاده عنوان هنرمند مردمی اتحاد شوروی را به خود اختصاص داد.

استاد ولمتزاده عمر بابرکت خویش را صرف این هنر کرده تا واپسین نفس زندگی اش برای رشد رقص ملی و پایداری دسته دولتی رقصی "لاله" فعالیت کرده و سال 1993 قلب زیبای او از تپیدن بازماند، اما بیشک هنر والا و آفریده هایش اسم او را در تاریخ فرهنگ و هنر ملی تاجیکی جاویدانی حکاکی کرده است.


   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 12839


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها